بلفاست (کنت برانا، ۲۰۲۱) | ساکنین خانۀ شماره ۹۶ خیابان مانتاکالییر، بلفاست

تحریریه فرهنگی 22 روز پیش
بازدید 26 بدون دیدگاه

هر چه از عمر می‌گذرد نیاز به مرور گذشته و خاطرات کودکی بیشتر می‌شود، گویی آن بخش از زندگی‌مان در تُنگی بُخار‌گرفته محبوس شده است و همۀ عمر باقی مانده را باید صرف مراقبت از آن کنیم تا نشکند، البته اگر شکستنی باشد؛ شاید با گذشت زمان کدر شود و گرد و خاکی از آمد و شد روزگار بر آن بنشیند اما هرگز، هیچگاه نخواهد شکست چون در این صورت روحی در بدن باقی نخواهد ماند.

نوشتن و بازسازی گذشته و به‌خصوص دوران کودکی، همیشه جزئی از کار هنرمندان بزرگ بوده و با سرک کشیدن و شنیدن نجوای آدم‌ها در ذهن و به‌یاد آوردن عطر و اتمسفر آن دوران، آثاری باشکوه خلق می‌کنند.

کنت برانا (Kenneth Branagh):

آخرین باری که واقعا می‌دانستم چه‌کسی هستم، موقعی بود که در بلفاست زندگی می‌کردم. در آن شهر حس هویتی کامل و ایمن و ریشه‌دار، همه‌جا را فراگرفته بود. می‌دانستم کی هستم و به کجا تعلق دارم و به‌نظر می‌رسید که همۀ اطرافیانم هم خودشان را می‌شناسند و به اندازۀ من احساس امنیت می‌کنند.

خلاصۀ داستان

داستان بلفاست (Belfast) که براساس کودکی کنت برانا ساخته شده است، در دهۀ ۱۹۶۰ ایرلند شمالی در زمان نا‌آرامی‌ها و درگیری پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها با هم رخ می‌دهد. فیلم روایتگر عشق، خنده، زندگی و مرگ در دوران کودکی اوست که از نگاه پسر بچه‌ای با نام بادی (با بازی جود هیل، Jude Hill) بازگو می‌شود. بادی، رویاهای باشکوهی برای آینده در سر دارد اما این نا‌آرامی‌ها، زندگی او و خانوده‌اش را دگرگون ساخته است تا جایی که تصمیم‌گیری برای ماندن یا رفتن از بلفاست زیبا، تبدیل به چالشی برای خانوده‌اش می‌شود اما او از ماندن می‌گوید؛ ماندن در کنار پدربزرگ و مادربزرگ دوست‌داشتنی، آشناها، دوستان و همسایه‌های قدیمی.

ویژگی‌های فنی بلفاست

برانا، شکسپرین معروف، حال تجربۀ زیست شخصی و پیوند ناگسستنی خود با زادگاهش؛ بلفاست را دستمایۀ قصۀ فیلمی قرار داده است. متن، هم در شروع و پایان و هم در میانه، موفق عمل می‌کند و دیالوگ‌ها با ظرافت و دقت خاصی نوشته شده است. در اجرا به‌غیر از آغاز و پایان فیلم و صحنه‌های مربوط به نمایش فیلم‌ و تئاتر، از تصویر سیاه و سفید با رزولوشن بالا و لنز واید استفاده می‌کند، به‌گونه‌ای که عکس‌های عکاس معروف؛ انسل آدامز (Ansel Adams) را تداعی می‌کند و شباهت‌هایی با روما (Roma‎) ساخته آلفونسو کوارون (Alfonso Cuarón‎) دارد.

برانا با قرار دادن افراد خانواده در گوشۀ کادر، تاکید ویژه روی فضای خالی دارد که نشان دهندۀ فشاری است که آنها متحمل می‌شوند و در ادامه با قاب‌های قرینه از زوایای خاص، همراه با استفادۀ زیاد از خطوط عمودی و افقی که در موارد زیادی منجر به تشکیل مربع و مستطیل‌های متعدد می‌شود که جلوه‌ی زیبای‌شناختی ویژه‌ای ایجاد می‌کند. همۀ بازی‌ها در سطحی بالا قرار می‌گیرند اما باید به بازی کایتریونا بالف (Caitriona Balfe) در نقش مادر بادی و سیاران هندز (Ciarán Hinds) در نقش پدربزرگ بادی توجه مضاعف کرد.

برای ارجاعات کنت برانا در اثرش باید پروندۀ ویژه‌ای ساخت. صحنه‌هایی از فیلم‌های معروفی همچون چه‌کسی لیبرتی والانس را کشت (The Man Who Shot Liberty Valance) جان فورد و یا ماجرای نیمروز (High Noon)  فرد زینه‌مان در قاب تلویزیون خانواده به‌نمایش درمی‌آید که البته در این مورد آخری با استفاده از ترانۀ معروف فیلم (Do Not Forsake Me از Tex Ritter) در یکی از سکانس‌های مهم، ادای دین ویژه به ماجرای نیمروز می‌کند؛ جایی که پدر بادی با بازی جیمی دورنان (Jamie Dornan) برای نجات خانواده‌اش، سراغ یکی از سردستۀ افراطی‌ها (کالین مورگان) می‌رود با این تفاوت که او تنها نیست. در کل، ترانه‌های نوستالژی، حس و حال صحنه‌ها را دو چندان می‌کند و همزمان که مجذوب قاب‌های زیبای فیلم خواهیم شد، این ترانه‌ها گوش را می‌نوازند.

عشق یا نفرت؟

صحنۀ آغازین، معرف اوضاع کلی آن دوره و کل فیلم است. جایی که از بلفاست رنگی کنونی پا به بلفاست قدیمی دهۀ شصت سیاه و سفید می‌گذاریم و همراه با دوچرخۀ فرانکی در میان محله چرخی می‌زنیم و با اهالی دوست‌داشتنی محله در خیابان مانتاکالییر آشنا می‌شویم. اما آرامش ساکنین خیلی زود با حملۀ مذهبی‌های افراطی از بین می‌رود و محله، تبدیل به عرصه‌ای برای درگیری‌‌‌های مذهبی می‌شود که وحشت را به جان همه می‌اندازد. این محله، استعاره‌ی از کل ایرلند شمالی است که نابسامانی‌های اقتصادی و تندروهای مذهبی گلویش را سخت می‌فشردند.

بلفاست قصۀ آدم‌هایست که عشق را بر نفرت ترجیح داده‌اند، قصۀ آنهایی که ماندند و آنهایی که رفتند و آنهایی که از‌دست رفتند. دوست نداشتن بعضی فیلم‌ها سخت است و بلفاست از آن جمله فیلم‌هاست، فیلمی که در همۀ لحظه‌هایش شادی و عشق توام با غم و نفرت موج می‌زند و برانا، به‌زیبایی تُنگ‌ شیشۀ خاطراتش از آن دوران را برای بیننده عیان می‌کند.

 

نویسنده: فرید نوری

منتشر شده در بلاگ فیلم‌نت در تاریخ ۲۳ آذر ۱۴۰۰

ساکنین خانۀ شماره ۹۶ خیابان مانتاکالییر، بلفاست – پیرنگ‌مدیا (peyrangmedia.com)

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.