معرفی فیلم «معمای قتل منهتن» (وودی آلن، ۱۹۹۳) | بهت گفتم حق نداری بری!

سهیل کیانی 735 روز پیش
بازدید 46 بدون دیدگاه

«من شوهرتم، من بهت دستور می‌دم که بری بخوابی، برو بخواب، گفتم برو بخواب، حق نداری بری. حق نداری. [کارل می­‌رود] وقتی میگم تو حق نداری بری همچین کاری می­‌کنی؟» معمای قتل منهتن یکی دیگر از کمدی‌­های سیاه وودی آلن محصول ۱۹۹۴ است که این بار در یک داستان جنایی و رازآمیز مخاطب را به خنده می­‌اندازد. فیلم به نویسندگی وودی آلن و همکار نویسنده‌­اش مارشال بریکمن است که در دهه هفتاد سه فیلم، آنی هال، در خواب فرو رفته و منهتن را با همکاری هم نوشته بودند. فیلم علی‌رغم آنکه در گیشه چندان موفق نبود، با واکنش خوب منتقدان همراه شد و حتی دایان کیتون توانست نامزد بهترین بازیگر زن کمدی موزیکال گلدن گلوب شود. فیلم از سایت راتن تومیتوز توانست امتیاز ۹۳ را به دست آورد و در جشنوار­ه سزار هم نامزد بهترین فیلم خارجی شود.

وودی آلن خیلی سریع مخاطب را با داستانش همراه کرده و شخصیت‌هایش را در همان سکانس اول معرفی می‌­کند. لری لیپتون و همسرش کارول خیلی اتفاقی با یکی از همسایه­‌هایشان آشنا می‌­شوند و با یک گفت‌وگوی ساده پایشان به زندگی این زوج پیر، پال و لیلیان باز می‌­شود. روز بعد خانم لیلیان براثر عارضه قلبی فوت می‌­کند، اما از نظر کارل آقای پال برای شوهری که همسرش را به تازگی از دست داده زیادی سرحال است. لری که معتقد است خداوند همسایه‌­ها را آفریده تا حواس‌شان به زندگی خودشان باشد، فکر می‌­کند کارل بیش از اندازه حساسیت نشان داده و هیچ چیز عجیبی وجود ندارد. کارل اما دست بردار نیست و مانند یک کاراگاه آماتور پال را تا سینمای قدیمی­‌اش تعقیب کرده و دزدکی از قرارش با یک دختر جوان سر در می­‌آورد. حال همه چیز برای او روشن شده، پال به خاطر خیانت به لیلیان او را کشته است.

وودی آلن بارها نشان داده که از ارجاع دادن به فیلم‌­های کلاسیک و به‌خصوص آنهایی که در تاریخ سینما شناخته شده­‌اند خوشش می­‌آید. او در همان ابتدای فیلم نشان می­‌دهد که کارل و لری به همراه دوستان‌شان به تماشای فیلم غرامت مضاعف ساخته بیلی وایلدر می‌­روند و از همان ابتدا قراردادهای یک داستان جنایی و رمزآمیز را در ذهن مخاطبش جا می‌اندازد. اگر شما با فیلم‌­های آلن آشنا باشید احتمالاً در اولین مواجهه با معمای قتل در منهتن احساس می‌­کنید چیزی در کارگردانی او تغییر کرده است. وودی آلن در این فیلم صحنه­‌ها را عمدتاً به شکل دوربین روی دست ضبط کرده و از کارلو دیپالما که می­‌توانست به راحتی از اتاقی به اتاقی دیگر برود و روی دست فیلم بگیرد و زوم کند بهره برده است.

ترکیب بازیگران از دایان کیتون تا آنجلیکا هیوستون و آلن آلدا که در تعداد زیادی از فیلم‌­ها‌ی وودی هر کدام به شکلی تکرار شده‌­اند، مخاطب را برای یک کمدی دلچسب دیگر آماده می­‌کند. فیلم علی‌رغم آنکه یک کمدی سیاه جنایی است توانسته عناصر مهمی از یک فیلم معمایی را حفظ کند و پر از غافلگیری باشد. داستان مدام گره­‌های جدید باز می­‌کند و تا آنجا پیش می­‌رود که دیگر کارل و لری قادر به ربط دادن هیچ کدام از سرنخ­‌های به‌دست‌آمده نیستند. یعنی وودی آلن همان قواعد ژانری را هم برای شوخی کردن به بازی می­‌گیرد. این فیلم به خوبی نشان می­‌دهد که وودی آلن تا چه اندازه بر سینمای قبل از خودش مسلط است و آن را می­‌شناسد. آخرین صحنه فیلم هم که در آینه­‌های تودرنو ات»فاق می­‌افتد، به نوعی ادای دین به فیلم بانویی از شانگهای ساخته اورسون ولز است. اگر خواهان دیدن فیلمی جنایی هستید که مملو از لحظه‌های کمدی است، دیدن معمای قتل در منهتن را از دست ندهید.

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.