«حکایت دریا» | بهمن فرمان‌آرا دلتنگ است

سهیل کیانی 743 روز پیش
بازدید 29 بدون دیدگاه

تنها در ایران است که بعضی فیلم‌­ها به دلایلی که هیچ گاه معلوم نمی‌­شود، به راحتی برای چند سال در صف اکران خاک می‌­خورند. از فیلم خواب تلخ و خانه پدری بگیرید تا حکایت دریا آخرین ساخته بهمن فرمان‌آرا. حکایت دریا نزدیک به چهار سال در صف اکران مانده بود و در نهایت به شکل اینترنتی و به وسیله­ وی‌او‌دی­‌ها در دسترس عموم قرار گرفت. حکایت دریا به نسبت، فیلم پربازیگری است که تقریباً همه آن­ها چهره‌­های سرشناس سینما و تئاتر هستند. این فیلم تنها در جشنواره جهانی فجر به نمایش درآمده بود و فرمان‌آرا فیلم را به دوست و همکار قدیمی­‌اش عباس کیارستمی تقدیم کرده است که در همان سال تولید فیلم درگذشت.

بهمن فرمان‌آرا که به بازی در فیلم‌­هایش عادت دارد، این بار در نقش نویسنده­‌ای مشهور به نام طاهر ظاهر شده است که پس از چند سال به اصرار همسرش از تیمارستان بیرون می‌­آید، تا به زندگی عادی خودش باز گردد. او که در آستانه‌­ی ابتلا به بیماری اسکیزیوفرنی است، از اینکه می‌­بیند دنیای اطرافش تا چه اندازه تغییر کرده حیرت می‌­کند. طاهر که هیچ پناهگاهی به غیر از غرق شدن در گذشته و خواندن و نوشتن ندارد، آرام آرام متوجه می­‌شود که تا چه اندازه تنها شده است. دوستانش یکی یکی او را ترک کرده‌اند و دیگر کسی به غیر از او نمانده. حکایت دریا در ستایش گذشته‌­ای است که تقریباً از دست رفته و تنها باید به آن روزها دل خوش ماند.

فیلم فرمان‌آرا پر از دیالوگ‌­های ماندنی­ است که شاید معروف‌ترینشان همین باشد که خودش بارها آن را تکرار می‌­کند: «مرگ هیچ عزیز رو باور نمی‌کنم». یا در جایی دیگر از فیلم، طاهر که می‌­خواهند برایش بزرگداشت بگیرند، می‌­گوید: «در وضعیت موجود، بزرگداشت واسه یه هنرمند شرم‌آوره». اگر از بازی کودکانه خود فرمان‌آرا بگذریم، در مجموع باید گفت همه­ بازیگران به خوبی از پس نقش­‌هایشان برآمده­‌اند. در واقع فیلم پر از بازیگر­های چهره‌ای است که بازی‌های گیرایی به نمایش می‌گذارند و دست‌کم به این دلیل دیدن فیلم به هیچ عنوان شما را خسته نمی­‌کند. بازی فاطمه معتمد آریا در نقش ژاله همسر طاهر و لیلا حاتمی در نقش پروانه، شاید نسبت به بقیه  بیشتر به چشم بیاید.

فرمان‌آرا در حکایت دریا بازهم به سراغ میزانسن­‌هایی ایستا و چشم‌نواز رفته است. جذابیت­‌های بصری شمال ایران توانسته تم سرد و آرام فیلم را به خوبی منتقل کند. دریا آرام است و می‌­توان صدای مرغ‌­های دریایی را شنید، اما طاهر یک لحظه هم طعم آرامش را نمی­‌چشد. فضایی که در تقابل با آن چیزی است که بر سر قهرمان داستان می‌­آید و جهان او را بیش از پیش اندوهگین و غمین می­‌کند. موسیقی فیلم یکی دیگر از عناصری است که در خدمت فرم کلی اثر بوده و موف»ق عمل کرده است.

وضعیت طاهر نویسنده به بسیاری از هنرمندان کنونی ایران شبیه است. فیلمسازانی مانند بهرام بیضایی که وطن برایش تنها دفترش و میز کارش بوده؛ یا ناصر تقوایی که سال‌هاست دیگر فیلمی نساخته. حکایت دریا داستان آدم‌هایی است که مانند موجی به ساحل می‌­آیند و دیری نمی‌­پاید که بازمی‌گردند و درد آنجاست که کسی هم خم به ابرو نمی­‌آورد.

از درد­های حکایت دریا این است که داریوش اسدزاده (یکی از بازیگرهای فیلم) هم از دنیا رفت و فیلم هنوز به اکران در نیامده بود. بی‌راه نیست که فرمان‌آرا نگران بود خودش هم از دنیا برود و باز هم فیلمش به اکران در نیاید. حکایت دریا فیلمی است که حرف‌هایش را در فراسوی خودش باید جست‌وجو کرد. این فیلم را شاید بتوان در زمره­ بهترین آثار بعد از انقلاب فرمان‌آرا دانست.

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.