معرفی فیلم «عشق» (میشائیل هانکه، ۲۰۱۲) | زمانی که مرگ فرا برسد

شقایق هاشم‌زاده 700 روز پیش
بازدید 40 بدون دیدگاه

آمور (Amour) در زبان فرانسه به معنای عشق و (Mort) با تغییر مصوت (-َ) به (-ِ) در تلفظ به معنای مرگ است. همین یک جمله می‌­تواند مضمون درام ۱۲۷ دقیقه‌­ای عشق اثر میشائیل هانکه باشد که با هزینه‌­ای نزدیک به ۸.۹ میلیون دلار در فضایی آپارتمانی فیلم­برداری شد و توانست با گذر از مرز­های فرانسه فروش ۲۹.۹ میلیون دلاری را برای سازندگانش به همراه داشته باشد. کسب امتیاز ۹۳ از منتقدان راتن‌­تومیتوز و ۹۴ از متاکریتیک در کنار جوایز و نامزدی‌­های متعدد در زمینه‌­های بهترین فیلم، بازیگری­ زن، بازیگری مرد، فیلم­نامه و کارگردانی از جشنواره­‌های معتبری چون کَن، اسکار، گلدن­گلوب، بفتا و … اثبات می­‌کند عشقفیلمی دیدنی است که شما را به تماشای زندگی می‌­نشاند.

خلاصهٔ داستان

آن و جورج لارنت، زوج کهنسال هنرمند ساکن پاریس­‌اند، که پس از سکتهٔ مغزی آن، تغییراتی در زندگی و رابطهٔ عاطفی آنها به وجود می‌­آید. سکانس شروع فیلم، شکستن در خانه­ٔ این زوج و کشف جنازهٔ آنی در اتاق ­خواب است که با لباسی رسمی روی تخت دراز کشیده و اطرافش با گل تزئین شده. با نشان دادن پایان داستان در شروع فیلم، هانکه ما را دعوت به تماشای چگونگی رخ­ دادن این واقعه می‌­کند. ویژگی آثار هانکه انعطاف‌­پذیری آن مطابق با میل و دریافت هر شخص از داستان فیلم­ است. به همین سبب در عشق نیز مانند باقی ­آثار او، این مخاطب است که مطابق با سلیقهٔ شخصی­‌اش شروع به کشف چرایی‌­ها و چگونگی­‌ها می‌­کند. عشق نه دربارهٔ شخصیت آنی است که در روند زوال عقلانی­، رفته رفته قوایش را از دست می‌­دهد و تنهایی‌اش دوچندان می‌­شود، نه دربارهٔ جورج است که با تمام علاقه­‌اش به آنی شاهد این روند زوال و فرا رسیدن مرگ اوست؛ عشق دربارهٔ ارتباط بین آنهاست.

در صحنه­‌ای از فیلم، هانکه با تصویر کردن حرکت آنی روی ویلچر برقی جلوی جورج برای ما یک صحنه­ٔ عاشقانهٔ رقص را تداعی می‌­کند، رقصی که گذر عمر به آن شکل و شمایلی نو بخشیده است. بازی درخشان دو بازیگر قدیمی فرانسوی، امانوئل ­ریوا در نقش آنی و ژان­لویی ترنیتیان در نقش جورج­ لارنت از نقاط قوت و دیدنی فیلم محسوب می‌­شود، که علاوه بر کارگردانی و فیلم­نامهٔ توانمند هانکه، تحسین زیادی از جانب منتقدان برانگیخت. رفته­ رفته با قدرت گرفتن احساس مرگ در خانه، فضای فیلم از رنگ­‌های گرم به سمت رنگ­‌های سرد گرایش پیدا­ می‌­کند، خیال قدرت می­‌گیرد و در پایان چه جورج زنده باشد چه مرده، آن خانه ترک شده و می‌­دانیم این زوج هرگز به آنجا بر نخواهند گشت. عشق در نهایت تصویر­گر زندگی است که به قول آنی هر­ چه که هست با تمام طولانی بودن و سختی­‌هایش «خوشگله».

اگر از ریتم تند و وقایع پی­‌در­پی و شلوغ فیلم‌­های هالیوودی خسته­ شده‌­اید و دلتان تجربه­‌ای متفاوت و ناب از زندگی و درام می­‌خواهد، شما را دعوت به تماشای عشق می‌­کنم. فیلمی که جای کشف را برای مخاطبش باز گذاشته و با احترام از او می­خواهد، هر چه خود دوست دارد از این زندگی دریافت کند.

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.