معرفی فیلم «کلاغ» (بهرام بیضایی، ۱۳۵۶) | سنگلج، کمی آن سوتر

سهیل کیانی 662 روز پیش
بازدید 39 بدون دیدگاه

گذشته آینه­‌ای است که ما سال‌ها است از نگاه کردن به آن دوری می‌­کنیم. ما گویی از دیدن آنچه که از دست رفته هراس داریم، شاید هم دیگر اهمیتی به آن نمی­‌دهیم. کلاغ سومین ساختهٔ سینمایی بهرام بیضایی است و مانند بسیاری از آثار او در جست‌وجوی چیزی است که روزی ارزش داشت و مردمانی از تاریخ آن را زندگی کرده بودند.

کلاغ داستان مجری و خبرنگار مطرح تلویزونی به نام اصالت (با بازی حسن پرورش) است که خبری مبنی بر گم شدن دختری توجه او را جلب می‌­کند. او که فکر می‌­کند دختر را قبلاً در جایی دیده است برای پیدا کردن او دست به کار می­‌شود. کمی بعد که از پیدا کردن او ناامید می‌­شود، همسرش یعنی آسیه (با بازی پروانه معصومی)  به موضوع علاقه‌­مند شده و این دفعه او است که می­‌خواهد دختر را پیدا کند. در این بین آسیه که هم در مدرسهٔ دانش‌آموزان کر و لال معلمی می‌­کند و هم خاطرات مادر اصالت (با بازی آنیک شفرازیان) را از زبان او می‌­نویسد، به همراه مادر اصالت به مناطقی از تهران قدیم سر می‌­زند که دیگر تبدیل به خاطرات شده‌­اند.

بیضایی در کلاغ همان دل‌مشغولی همیشگی­‌اش از تاریخ را بیان می‌­کند. تاریخی که در فاصلهٔ چند نسل آنچنان دور و فراموش‌شده به نظر می‌­آید که دیگر اثری از خودش ندارد. سنگلج که گویی محلهٔ دختر گمشده است، به کل تغییر کرده و دیگر هیچ کس او را نمی­‌شناسد. سنگلج هنوز هم پوستهٔ قدیمی خودش را حفظ کرده است.

بازی بی‌­نظیر پروانه معصمومی یکی از نکات به‌یا ماندنی فیلم است. کلاغ که آخرین کار پروانه معصومی با بهرام بیضایی پس از رگبار و غریبه و مه است یکی از متفاوت‌ترین بازی‌­ها در کارنامه او محسوب می‌­شود. کلاغ آخرین فیلم سیاه و سفید بیضایی است و نشان از آن دارد که او علاوه بر انتخاب فصل پاییز (مرگ و زوال) و بازی سرد و درونی پروانه معصومی این فرم تصویری را بهترین انتخاب برای چنین قصه‌­ای می­‌دانسته است. فضایی مه آلود و ناواضح که هر مسافری از زمان حال در آن سردرگم می­‌شود. این سردرگمی و بلاتکلیفی به خوبی در بازی پروانه معصومی موج می‌­زند. به نوعی که او از شدت این ابهام و رمزآلود بودن گذشته و سرنوشت دختر گمشده تب می­‌کند و مریض می­‌شود.

نام کلاغ برای فیلم بیضایی در راستای دستیابی به همان کلیت تیره و فراموش شدهٔ گذشته است. دختر گمشده که کسی جز جوانی­‌های مادر اصالت نیست، در نهایت و با پیدا شدن عکسی در اتاقی متروک در خانه پیدا می­‌شود. کلاغ نویددهندهٔ همان خبر بد و شومی است که در خزانی مرده و سرد، استخوان آدمی را به درد می‌­آورد. هویتی که روزبه‌روز و نسل‌به‌نسل بیشتر از پیش، رو به نابودی حرکت می‌­کند.

کلاغ یکی از تکنیکی­‌ترین آثار بیضایی به لحاظ فرمی است و او در طول فیلم به وضوح در حال نزدیک شدن به نقطه دید آسیه است. فرمی که ده سال بعد در شاید وقتی دیگر آن را به بهترین شکل ممکن به کمال رسانده است. کلاغ در زمرهٔ آثار سینمایی به‌یادماندنی سینمای ایران قبل از انقلاب اسلامی است؛ اثری که خودش هم انگار به دست فراموشی سپرده شده است.

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.