معرفی کتاب «شکسپیر و شرکا» (جرمی مرسر، ترجمۀ پوپه میثاقی) | لذت یک عصرانه در کنار بزرگان

احسان یوسفی 454 روز پیش
بازدید 39 بدون دیدگاه

«با غریبه‌ها نامهربان نباشید. مبادا فرشتگانی باشند در لباس مبدل» این جمله را صاحب یکی از مشهورترین کتابفروشی‌های معاصر فرانسه گفته است. جرج ویتمن صاحب کتابفروشی “شکسپیر و شرکا” این سخن را شعار مغازۀ عجیب خود قرار داده بود. مغازه‌ای که جرمی مرسر نویسندۀ رمان شکسپیر و شرکا مدتی را در آن زندگی  و شرح حال خود در آن روزها را روایت می‌کند.

خلاصۀ داستان

زمانی که جرمی مرسر کانادایی که یک نویسندۀ کانادایی است به دلیل ترس از اتفاقی غیرمترقبه مجبور می‌شود از کشورش فرار کند، در حالی که بی‌پول، خسته و آواره است، حین قدم زدن در کنار رود سن در پاریس، با کتاب‌فروشی کوچکی به نام شکسپیر و شرکا آشنا می‌شود. صاحب مهربان مغازه، به او اجازه می‌دهد شب‌ها در آنجا بخوابد به شرطی که داستان زندگی‌اش را برایش بنویسد. هر‌چه زمان می‌گذرد، مرسر بیشتر به اسرار این کتاب‌فروشی صمیمی و افرادی که در آن زندگی می‌کنند پی می‌برد. در بخشی از این رمان، او خود را در میان سرگذشت‌نامه‌هایی می‌یابد که نویسندگان مشهور و صاحب‌نامی آنها را نوشته‌اند. رمان شکسپیر و شرکا، خلاصه‌ای از اقامت او در این کتاب‌فروشی دل‌نشین است.

نظام کوچک اشتراکی

آنچه بیش از همۀ ویژگی‌های این رمان جلب نظر می‌کند، تحت تأثیر قرار گرفتن نویسنده، از نظام اشتراکی کوچکی است که در این کتاب‌فروشی وجود دارد. جرج ویتمن به عنوان صاحب این کتاب‌فروشی، تحت تأثیر تفکرات کمونیستی، کتاب‌فروشی‌اش را با عدۀ زیادی از نویسندگان درمانده و بی‌پناه که بعضا در آینده به انسان‌های موفق و مشهوری تبدیل می‌شوند، به اشتراک می‌گذارد. این تفکر انسان‌دوستی حقیقی جرج، شکسپیر و شرکا را به یکی از مهم‌ترین کتاب فروشی‌های تاریخ معاصر تبدیل می‌کند. در جایی از کتاب، نویسنده اشاره می‌کند که جرج ویتمن به مردم می‌گفته که به چهل‌هزار نفر اجازه داده در مغازه‌اش بخوابند!

اقامتگاه بزرگان

از ساموئل بکت گرفته تا ارنست همینگوی، نویسندگان مشهور زیادی، روزگاری را در این کتاب‌فروشی سپری کرده‌اند. این کتاب‌فروشی کوچک، با تلاش‌های جرج ویتمن، اتاق به اتاق گسترش یافت تا به یک ساختمان سه‌طبقه تبدیل شد. جلسات عصرانه به صرف چای و کیک، به محفلی برای تبادل نظرات در کنار آشنایی مهمانان شکسپیر و شرکا با یکدیگر تبدیل می‌شود. همینگوی در خاطرات خود از پاریس در کتاب جشن بی‌کران، شکسپیر و شرکا را اینگونه تصویر می‌کند: «مکانی صمیمی و شاد با اجاقی بزرگ در زمستان، میز و قفسه‌های کتاب، کتاب‌های تازه در ویترین و عکس‌هایی از نویسندگان مشهور، هم زنده و هم مرده روی دیوارها»

زبان بی‌تکلف

آنچه رمان شکسپیر و شرکا را به کتابی دوست‌داشتنی و خواندنی تبدیل می کند؛ زبان و روایت ساده و بی‌تکلف آن است که انطباق خوبی با فضای این کتاب‌فروشی دارد. اتفاقاتی که در این کتاب روایت می‌شود بنا‌بر اعتراف نویسنده، اگرچه کاملا مطابق با واقعیت نیست، اما توانسته فضای دل‌پذیر این مغازۀ تأثیر‌گذار را به زیبایی تصویر کند. این کتاب‌فروشی هنوز هم در کوچه‌پس‌کوچه‌های پاریس فعال است و بعد از خواندن این رمان، حتما علاقه‌مند خواهید شد آن را از نزدیک ببینید و فضای آن را تجربه کنید.

print

نظرات کاربران

  • لطفا از تایپ کردن فینگلیش خودداری کنید. در غیر این صورت نظر شما بررسی نخواهد شد.
  • هدف شما ارسال تبلیغات یا بک لینک نباشد. در غیر این صورت دیدگاه حذف می شود.
  • دیدگاه شما فقط و فقط در رابطه با این موضوع باشد.
  • به دیگران توهین نکنید.

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.